برچسب:
نویسنده: آریا محبی
برچسب:
نویسنده: آریا محبی
برچسب:
نویسنده: آریا محبی
برچسب:
نویسنده: آریا محبی
برچسب:
نویسنده: آریا محبی
برچسب:
نویسنده: آریا محبی
برچسب:
نویسنده: آریا محبی
برچسب:
نویسنده: آریا محبی
در دایرة المعارف قبیله ی سرخ پوستیم
هنوز واژه ای که «اسارت» را معنا کند
نیافته اند.
من را زان گونه که هستم بپذیر
رها در کشاکش باد!
جاری در سیلان رود!
«دوستت دارم» هایی که نگفته ام بسان زنجیری بودند
بر دستها و پاهایم...
چونان مرغی که اگر به بندش کشی...
به بندگی اش کشیده ای...
چگونه است که ترانه ای ساز کند ...برای رهایی...
برای انسان بودن...
پ ن:چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانی است
روم به روضه رضوان که مرغ آن چمنم
م.رهایی...تهران...17/11/95
برچسب:
نویسنده: آریا محبی
برچسب:
نویسنده: آریا محبی
برچسب:
نویسنده: آریا محبی
برچسب:
نویسنده: آریا محبی
برچسب:
نویسنده: آریا محبی
برچسب:
نویسنده: آریا محبی
برچسب:
نویسنده: آریا محبی